خرید بک لینک

اقسام تضعیفات در علم رجال

این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «اقسام تضعیفات در علم رجال» تهیه شده است و مهم‌ترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

اقسام تضعیفات در علم رجال |

تضعیف به ترتیب ارزش و اعتبار ، بر 3 نوع است :

- نوعی تضعیف دیگر هم وجود دارد که در تعبیرات محدثین و أهل حدیث بعنوان "تضعیف جزئی" وارد شده و به امور جزئی و غیر مؤثر ، که در بردارندۀ انتقادهایی نسبت به عقیده ، عمل ، و حتی خصوصیّات شخصیِ راوی میباشد .. چون اینگونه تضعیفات دربردارندۀ دلیل و سبب تضعیف و انتقاد هستند ، لذا به تضعیف تفصیلی ملحق میشوند و به تعبیر ذهبی در مقدمۀ کتاب میزان الاعتدال ، و نیز کتاب های " من تکلّم و هو موثقٌ " و " من تکلم و هو ثقةٌ " کنار گذاشته میشوند . مگر آنکه به یکدیگر و یا به تضعیف های دیگر ضمیمه شوند ...

- بعضی رجال شناسان معاصر برای دستیابی به اهداف تدلیس آمیز ، تضعیفات را به 2 قسم تقسیم کرده اند و بعضی تضعیفات اجمالی مانند : ( ضعیف الحدیث ) ، (مدلّس ) ، (مضطرب الحدیث ) ، ( منکر الحدیث ) را تضعیف مفسّر دانسته اند و سایر اقسام تضعیف ، از جمله تضعیف مبهم را تحت عنوان تضعیف غیر مفسّر ، و إجمالی ، مورد بحث قرار داده اند . این اقدام آگاهانه صورت گرفته و همانطور که گفتم تدلیس آمیز است . در بارۀ آن توضیح خواهم داد .

**********

|تضعیفی معتبر است که مفسّر باشد|

- تضعیفی در نزد اهل حدیث معتبر است ، که تفصیلی و مُبَیَّن( همراه با بیان دلایل و مُستندات ) باشد و در آن دلیل و مدرک مؤثر و معتبری برای تضعیف ارائه شده باشد . در این صورت ، دلیل ارائه شده مورد توجه قرار می گیرد و اگر از اموری باشد که خلل و کاستی در صداقت و راستگویی و اعتماد ایجاد می کند ، معتبر تلقی شده و بر اساس آن در بارۀ تضعیف راوی و روایتش قضاوت میشود ، و اگر از اینگونه امور نباشد و از اسباب خلل در صداقت و اعتماد محسوب نشود ، مردود بوده و غیر معتبر تلقی میشود . أهل حدیث در این مورد میگویند : (( إنَّ الجرحَ لا يُقبلُ إلا مفسَّرَاً )) .

| تضعیف إجمالی و مبهم ، اعتبار ندارند |

- تضعیفاتی که دلیل و مستنداتی برای آنها ذکر نشده(تضعیف إجمالی) ، یا صراحت نداشته و مبهم هستند ، یا به امور جزئی که مؤثر در تضعیف راوی و روایتش نیستند مربوط میباشند(تضعیف جزئی یا غیر مؤثر) ، معمولاً در هیچ شرایطی معتبر تلقی نمی شوند . به همین دلیل است که أهل حدیث میگویند : (( لا یُلتَفَتُ إلی التضعیف المطلق )) [إبن جوزی(597هـ) در کتاب الضعفاء /جلد1ص73] . ترجمه ) - به تضعیف مطلق که بدون ذکر دلیل و مدرک قابل قبول و مؤثر ذکر شده باشد ، توجهی نمیشود .

- زین الدین عراقی(806هـ) در کتاب شرح التبصرة/ج1ص339 و نیز در کتاب الباعث الحثیث/ص59 نوشته : (( التضعيف المطلق : الضعيف الذي لم يشتدّ ضعفه )) . ترجمه ) - تضعیف مطلق ، به ضعفی اشاره دارد که قوّت چندانی نداشته باشد .

- محمد بن إبراهيم الوزير الیمانی(840هـ) در کتاب تنقيح الأنظار في معرفة علوم الآثارمینویسد : (( تضعيف مطلق غير مبين السبب فهو غير مقبول على الصحيح )) .کتاب توضيح الأفكار لمعاني تنقيح الأنظار نوشتۀ أبو إبراهيم الصنعاني(1182هـ) /جلد1صفحه99 .

| توثیق إجمالی پذیرفته میشود ولی تضعیف إجمالی پذیرفته نمی شود |

- و إبن عمار مالکی(844هـ) در کتاب مفتاح السعيدية في شرح الألفية الحديثية/ج1ص181مینویسد : (( يُقبل التعديل من غير ذكر سَبب ؛ لأن أسبابه كثيرة فَثَقُل وشَقَّ ذكرُها .. و إن الجرح لا يُقبل إلا مفسراً ؛ لاختلاف الناس في موجبه، فربما يُطْلِقُ أحدُهم الجرح على معتقده، و ليس كذلك في نفس الأمر، فالبيان برفع ذلك حتى يظهر أهو قادح أم لا )) . ترجمه - توثیق نیازی به ذکر سبب ندارد و بصورت مطلق و مجمل هم پذیرفته میشود ، زیرا اسباب توثیق بسیار است و ذکر آنها دشوار . ولی جرح و تضعیف فقط در صورتی پذیرفته میشوند که که با دلیل و توضیح همراه شوند ، زیرا مردم در بارۀ اموری که موجب تضعیفِ راوی میشود با یکدیگر اختلاف نظر دارند ، و هر تضعیف کننده ای بر اساس اعتقاد خودش ، به تضعیف دیگران اقدام میکند . پس بیان دلائل و مستندات کمک میکند که ما بفهمیم آیا آن امور ، موجبّ تضعیف هستند یا نیستند .

| در زمان تعارض ، تضعیف اجمالی ساقط میشود ؟ |

- و إبن حجر عسقلانی(852هـ) در مقدمۀ لسان المیزان/ج1ص16 در بارۀ فلسفۀ غیرمعتبر بودنِ تضعیف إجمالی می نویسد : (( وجه قولهم (( انّ الجرح لا يقبل الا مفسرا )) هو من اختلف في توثيقه و تجريحه ، فان كان الجرح هذه مفسرا قبل و الا عمل بالتعديل .. و أن الدليل على أن الجرح لا يقبل غير مفسر ، أنه ربما اسْتُفْسِر الجارح فذكر ما ليس بجرح .. )) . ترجمه - اینکه میگویند تضعیف قبول نمیشود مگر آنکه در آن دلایل تضعیف ذکر شده باشد ، مربوط به زمانی است که بین جرح و تعدیل تعارضی وجود داشته باشد که در این صورت اگر تضعیف مُفَسَّر و مستند باشد پذیرفته میشود ، ولی اگر مستند نباشد [یعنی إجمالی یا مبهم باشد] توثیق معتبر بوده و طبق آن عمل میشود . .. و اینکه میگویند أسباب و مستندات تضعیف باید بیان شده باشد ، به این دلیل است که چه بسا بعد از بررسی معلوم میشود که تضعیف کننده چیزهایی را مورد توجه قرار داده که در اصل از موجبات تضعیف و جرح راوی محسوب نمی شوند .

- و أبی الحسنات لکنوی(1304هـ) در کتاب الرفع و التکمیل فی الجرح و التعدیل/ص80 با دقّت بیشتری این قانون را بررسی کرده و می نویسد : (( إنّ الْجرْح لَا يقبل الا مُفَسرًا هُوَ فِيمَن اخْتلف فِي توثيقه و تجريحه .. و ان وجد فِي شان راو تَعْدِيل و جرح مبهمان قدم التَّعْدِيل ؛ وَ كَذَا ان وجد الْجرْح مُبْهما وَ التَّعْدِيل مُفَسرًا قدم التَّعْدِيل . وَ تَقْدِيم الْجرْح انما هُوَ اذا كَانَ مُفَسرًا سَوَاء كَانَ التَّعْدِيل مُبْهما اَوْ مُفَسرًا . فاحفظ هَذَا فانه ينجيك من المزلة والخطل ويحفظك عَن المذلة والجدل )) . ترجمه - اینکه گفته می شود : تضعیف باید مستند و مُفَسّر باشد ، برای موقعی است که در رابطه با یک راوی ، هم توثیق داشته باشیم و هم تضعیف .. پس اگر توثیق و تضعیف هر دو مبهم باشند ، یا توثیق توأم با ذکر دلیل و مستند باشد ، در این 2 صورت توثیق را ترجیح میدهیم ؛ امّا اگر تضعیف و جَرح مستند و مفسّر باشد ، در هر دو حالت ، یعنی هم در صورتی که توثیق مبهم و إجمالی است ، و هم در صورتی که توثیق مبیّن باشد ، تضعیف ترجیح داده میشود . این موارد را در نظر داشته باش ، که در کار با حدیث موجب نجات هستند و تو را از ورود به گمراهی و جدال های بیهوده رها میکنند .

- نتیجه : تضعیفات إجمالی ، در هنگام تعارض با توثیقات ، از درجۀ اعتبار ساقط میشوند . مگر آنکه مُفَسَّر شوند که بتوانیم به دلائل مذکور در آن توجه کرده و قضاوت کنیم که آیا آن دلایل از موجبات تضعیف هستند یا خیر . اگر از موجبات تضعیف بودند ، در اینصورت بر توثیق ترجیح داده میشوند .

| به 2 شرط ، تضعیف اجمالی هم معتبر است |

آنچه گفتیم مربوط به موردی است که در رابطه با راوی توثیقی وجود داشته باشد - و فرقی نمیکند که توثیق إجمالی باشد یا تفصیلی - پس اگر هیچ مدح و توثیقی در بارۀ راوی موجود نباشد ، و تضعیف کننده نیز اهلیّت لازم را داشته باشد ، در اینصورت تضعیف اجمالی نیز معتبر بوده و استناد به روایت را متوقف میکند تا اطلاعات تکمیلی بدست آمده و تکلیف راوی و روایت را معلوم کند . دقت نیاز دارد ، مسئله دقیق و مهم است .

**********

| چرا دلیل آوری برای تضعیفات ضرورت دارد ؟ |

بدلایل متعددی بیان دلایل و مستندات برای تضعیف ضرورت دارد که بعضی از آنها را ذکر می کنم :

| اصل اولیه راستگویی است |

دلیل ( 1 ) - از آن جهت که اصل اولیه در بارۀ همۀ مسلمانان آنست که همگی راستگو و مورد اعتماد هستند ، توثیقات نیاز به ذکر دلیل و مستند ندارند ، زیرا هر توثیقی مطابق با اصل و تأکیدی بر آنست ، ولی تضعیفات : از آن جهت که خروج از اصل تلقی میشوند ، لذا باید دلیلِ آنها ذکر شود . در اصطلاح علمی گفته شده (( خروج از اصل ، بدون ذکر دلیل ، قبیح است )) و منظور آنست که اگر کسی چنین ادعایی کند ، پذیرفته نمی شود .

| دانشمندان در بارۀ اسباب و علل تضعیف با یکدیگر اختلاف دارند |

دلیل ( 2 ) - از آن جهت که دانشمندان در بارۀ اسباب و علل تضعیف با یکدیگر اختلاف دارند ، بنابر این ذکر دلیل و مستند تضعیفات إلزامی است و تضعیفی که در آن دلیل و مدرکی ذکر نشده باشد ، از آن جهت که معلوم نیست چه دلایلی برای آن وجود دارد ، و آیا آن دلائل واقعاً موجب تضعیف میباشند یا نه ، لذا فاقد اعتبار میباشد . به همین دلیل رجال شناسان و أهل حدیث ، بدون استثناء : تضیفات را به 2 نوع تقسیم میکنند : 1 - جرح و تضعیفات معتبر 2 - جرح و تضعیفات غیر معتبر . و هنگامی که در بارۀ آنها سخن می گویند و ملاک اعتبار و عدم اعتبار را در بارۀ آنها توضیح میدهند ملاحظه میشود که اختلافات دامنه داری در بارۀ تضعیف ها ، و آنچه که موجب تضعیف میشود وجود دارد . پس لازم و ضروری است که دلایل تضعیف راوی بطوری که رافعِ تردید باشد ، بیان شود .

**********

| چرا تضعیفات إجمالی، مبهم و جزئی اعتبار ندارند ؟ |

- دلیل اول - زیرا غالباً نارسا هستند و معلوم نیست که مؤثر در صدق و کذب راوی باشند .

| همه یکدیگر را تضعیف کرده اند و هیچکس در أمان نیست |

- دلیل دوم - در صورتی که تضعیفات مذکور معتبر تلقی شوند ، تقریباً هیچ راوی ثقه و مورد اعتمادی باقی نمی ماند ، و هزاران حدیث ، که از ذخائر علمیِ اسلام محسوب میشوند از دسترس خارج میشوند . زیرا هیچ راوی نیست که بدلیلی از دلایل مورد انتقاد قرار نگرفته باشد . مقدمۀ کتاب "الرواة الثقات المتکلم فیه" نوشتۀ ذهبی ص25 تا 33 را ملاحظه کنید . ذهبی در این بخش از کتاب نشان میدهد که چگونه مشایخ بزرگ حدیث توسط یکدیگر ، یا توسط اشخاص ثالث مورد جَرح و تضعیف قرار گرفته اند .. إبن أبی شیبه ، عبدالرزّاق صنعانی ، احمد بن حنبل ، مالک ، شافعی ، ابوحنیفه ، اوزاعی ، بخاری ، مسلم ، إبن الجعد ، نسائی ، ابوداود ، ترمذی ، إبن ماجه ، معمر بن راشد ، إبن أبی حاتم ، خطیب بغدادی و .... حدّ و مرزی وجود ندارد .

| نَسائی بدلیل اخراج از کلاس، استادش را تضعیف کرد |

- در حاشیۀ همین کتاب /ص47 به مصداقی اشاره شده که حائز توجه است و آن اینکه ابوعبدالرحمن نسائی(303هـ) که از مشایخ حدیث اهل سنّت میباشد ، احمد بن صالح طبری را تضعیف کرده و میدانیم که تقریباً تمام تضعیفات نسائی ، اجمالی هستند و برای آنها دلیل خاصی بیان نمی کند .. إبن مَزّی(742هـ) و ذهبی(748هـ) در بارۀ دلایل تضعیف این فرد توسط نسائی تحقیق می کنند و به روایاتی می رسند که جمع بندیِ آنها به زبان ساده چنین است : ( نسائی در کلاس احمد بن صالح حاضر میشده ، و او را توثیق و برای دیگران ترویج میکرده ، تا اینکه استاد ، بنا بدلایل کاملاً معمولی - فرض کنید بر هم زدنِ نظم کلاس - شاگرد را از کلاس اخراج میکند ، و از آن پس ، نسائی او را تضعیف میکند ؛ وقتی از نسائی در این مورد سوال میشود که چرا قبلاً او را توثیق میکردی و اکنون تضعیفش میکنی؟ میگوید : او را بدلیل کِبرش تضعیف کردم ! ) . در حالی که میدانیم (( کِبر )) گرچه از مَساوی است ولی نقشی در تضعیف راویان ندارد و معلوم نیست که دخالتی در صدق و کذب راوی داشته باشد .

- بعضی أهل حدیث (( شیعه یا سنّی بودن )) ؛ (( قدری بودن)) ؛ (( مرجیء بودن )) ؛ حتّی (( کوفی بودن )) ؛ (( واقفی بودن )) و .. را از موجبات تضعیف می دانستند و تعداد زیادی از راویان را بدلیل همین مسائل تضعیف میکردند ، و زمانی که بطور مطلق میگفتند (( فلانی ضعیف است )) معلوم نبود که این حکم را بدلیل دروغگویی صادر کرده اند ، یا بدلیلِ همان اموری که گفتیم . به همین دلیل أهل حدیث قانونی را مورد توجه قرار دادند که میگفت : (( تضعیف باید تفصیلی و مُفسّر باشد تا معلوم شود یک راوی به چه دلیل تضعیف شده است )) .

| اگر همۀ تضعیف ها معتبر بود تضعیف کنندگان خودشان به آنها پایبند بودند |

- نکتۀ عجیب در اینگونه تضعیف ها آنست که بعضی تضعیف کنندگان ، خودشان به تضعیفاتی که از راویان داشته اند پایبند نبوده اند و در کتاب های خودشان روایاتِ آن راویان را نقل میکنند . همین موضوع باعث میشود که نسبت به اینگونه تضعیفاتی که بدون ذکر دلیل انجام میشود ، تردید بیشتری تزریق شود و اعتماد به آنها را کاهش دهد . بعنوان مثال : بخاری(256هـ) ده ها نفر را در کتاب های التاریخ الکبیر ، و ضعفاء الصغیر و روایاتی که شاگردانش از او نقل کرده اند ، تضعیف کرده ، ولی در سایر کتابهای خود مانند (( الجامع الصحیح )) روایات آنها را نقل کرده است . همینطور است أبوداود سجستانی ، و إبن حبّان ، و نَسائی و ...

| نمونه ای از تضعیفات مبهم ، و مردود شمردنِ آنها |

در اینجا برای جلوگیری از طولانی شدن وبلاگ ، فقط نمونه هایی از چند کتاب ذهبی را نقل میکنم .

- شمس الدین ذهبی که از بزرگترین مشایخ أهل سنّت و حدیث در قرن هشتم هجری است( فوت 748 هـ) ، 3 کتاب بسیار مختصر و بسیار مفید بنام های " من اتّهم بالبدعة و هو موثّقٌ " و " الرواة الثقات المتکلَّم فیهم بما لا یُوجِبُ رَدَّهُم " و " ذکر مَن یعتمد قولُهُ فی الجرح و التعدیل " نوشته است که کتابهای با ارزشی هستند که پس از ده ها سال تجربۀ حدیث پژوهی نوشته است - او در کتاب " الرواة الثقات المتکلَّم فیهم بما لا یُوجِبُ رَدَّهُم " ( 92 ) راوی را نام می برد که در بارۀ آنها توثیق ، و در عین حال تضعیف هایی وجود دارد .. تضعیفاتی که در این کتاب در بارۀ راویان نقل میشود بر همان اقسامی هستند که بیان کردم : 1 - تضعیفات مبهم 2 - تضعیفات إجمالی 3 - تضعیفات تفصیلی و مُفَسَّر

- ذهبی هر جا به تضعیفات مبهم می رسد ، بدون شرح و بسط می نویسد : (( هذا مردودٌ )) یا (( لا یعبأ به )) ، یا تعبیراتی شبیه به آن . و منظورش آنست که این تضعیفات در مقابل کوچکترین مدح از راوی ، قدرت مقابله نداشته و بی ارزش هستند .

نمونه ای از مردود تلقی کردنِ تضعیفات مبهم در کتاب ذهبی :

- نگارنده فقط مثال هایی از اینگونه تضعیفات ، و نحوۀ مواجهه با آنرا ، از یک کتاب نقل کردم .. خوانندۀ فاضل اگر کتاب های دیگری از این دست را ملاحظه کند صدها مورد را پیدا می کند .

نمونه ای از تضعیفات إجمالی ، و مردود شمردنِ آنها

نمونه ای از مردود تلقی کردنِ اینگونه تضعیف ها را در کتاب ذهبی نشان میدهم :

نمونه ای از ردّ تضعیفات تفصیلی و مُفسّر

- ذهبی هر جا که تضعیف تفصیلی می بیند ، به مؤدّای تضعیف توجه کرده و در بارۀ آن قضاوت میکند . مثال هایی از این کتاب نقل میکنم که بدانید چرا دانش آموختگانِ علومِ حدیث میگویند (( تضعیف = تضعیف تفصیلی )) : مثال هایی را انتخاب میکنم که بنوعی در خدمت بحثِ ما در بارۀ عطیّه عوفی نیز قرار گیرند :

- ذهبی در بارۀ تضعیف های تند و بدون سند إبن حبّان اعتراض های شدیدی داشته و در میزان الإعتدال او را به قصّاب تشبیه میکند که راویان ثقه و مورد اعتماد را طوری قصّابی می کند که چیزی از آنها باقی نمی مانَد . میزان الاعتدال/ج1ص274

**********

| نتیجه گیری |

ملاحظه کردید که تضعیف بر 3 نوع است : 1 - تضعیف مبهم . تا زمانی که از آن رفع إبهام نشده باشد ، ارزش ناچیزی داشته و نمیتواند در مقابل هیچ مدح و توثیقی مقاومت داشته باشد . 2 - تضعیف إجمالی . فقط در صورتی که از طرف خبرگان صادر شده باشد : در آنجایی که توثیقی برای یک راوی نداشته باشیم مؤثر است و روایات راوی را از باب احتیاط ، بطور موقّت ساقط میکند ، تا تکلیف راوی معلوم شود ؛ ولی در مواردی که توثیق وجود داشته باشد - أعمّ از آنکه توثیق مبیّن و مفسر باشد یا نباشد - از درجه اعتبار ساقط میشود . 3 - تضعیف مفسّر و مُبَیَّن . که در دلایل و مستندات آن نگاه میشود ، و اعتبار آن به میزانِ اعتبارِ دلایل و مستندات وابسته است . - تضعیف جزئی . که توان تضعیف راوی و روایاتِ او را ندارد . البته تراکم و تعدد این تضعیفات جزئی میتواند رتبۀ تضعیف را ارتقاء داده و تأثیراتی - از جمله تضعیف راوی و روایت های او را داشته باشد .

برچسب: نویسنده: آرین رستگار تاريخ: دوشنبه 29 تير 1405 ساعت: 5:30

صفحه بندی